العلامة الحلي ( شارح ومترجم : على محمدى )
152
شرح كشف المراد ( فارسى )
نهج البلاغه سخنان جامعى در رابطه با توحيد دارند كه گوشهاى از آن را نقل مىكنيم : ما وحده من كيفه ، و لا حقيقته اصاب من مثله « پس مثل ندارد » و لا اياه عنى من شبهه « پس شبيه ندارد » و لا صمده من اشار اليه و توهمه « پس قابل اشارهء حسيه نيست » كل معروف بنفسه مصنوع و كل قائم فى سواه معلول ، فاعل لا باضطراب آلة ، مقدر لا بجول فكرة ، غنى لا باستفاده « پس غنى بالذات است » لا تصحبه الاوقات « پس در بستر زمان نمىگنجد بلكه برتر از قياس و خيال و زمان و مكان است » و لا ترفده الادوات سبق الاوقات كونه و العدم وجوده و الابتداء ازله « پس قديم و ازلى است » بتشعيره المشاعر عرف ان لا مشعر له و بمضادته بين الامور عرف ان لا ضد له » پس ضد ندارد » . . . ضاد النور بالظلمه ، * و الوضوح بالبهمة ، و الجمود بالبلل ، و الحرور بالصرد . . . ، پس خدائى كه خود ميان اشياء تضاد ايجاد نموده خود ضدى ندارد و خدائى كه اشياء را او مماثل آفريده پس مثلى ندارد . نكته : فرق ما بين دو معناى مذكور ضد : ضدان به معناى اوّل تمانع وجودى دارند يعنى هر كدام مانع مىشود از وجود ديگرى ولى ضدان به معناى دوم تمانع در تاثير دارند نه در اصل وجود . ( 5 - خداوند مكان ندارد ) پنجم از صفات سلبيه خداوند اينست كه : واجب الوجود بودن او مقتضى است كه داراى مكان و حيّز نباشد و بعبارت ديگر جسم و جسمانى نباشد يعنى نمىتوان گفت : خداوند در فلان جا واقع شده فى المثل در آسمانها يا